بعد از مدتها سلاممممممم
سلام پسرم سلام نفسم همه کسم زندگیم بهترینم امیدم عشقم ..... خیلی وقته مامان سرش شلوغ بود نتونست بیاد برات بنویسه الهی قربونت برم که روز به روز داری بزرگتر میشی و من با هر بار نگاهت از خدا ممنونم که تو نعمت الهی رو به من داده. خدایی عاشقتم. فقط خودت و خدا میدونید نه؟؟؟؟؟ ای شیطوووون. وای الان که دارم مینویسم تو نزدیکه بیست ماهته. خیلی شیرین شدی بدجور خوردنی شدی من که هر روز و هر شب مچلونمت و گاز و بوس روونه لپ و دست و شکمت میکنم ههههه البته تو هم کم نمیاری و تند تند لباستو میزنی بالا که من شکمتو بخورم و تو ریسه بری آخ آخ اونوقته که دیگه بیخیال همه چی میشم و یه گاز حسابی ازت میگیرم..... بعد از اون اتفاق مهم همونی که توی روز تولد امام ...
نویسنده :
مامان و بابا
8:19


